حرفهایی که درد می کنند

تو

این روز ها به هر چیزی چنگ می زنم تا تو دوباره تو بشی....گاهی حس می کنم با سر سختی تمام ،خاکستر تلاشم رو هم به باد می دی و من هر دفعه خسته تر می شم....

 

 

نمی دونم چرا ناامید نمی شم........................................

...

پيام هاي ديگران()        link        ۸:٠۳ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ - aIDa

 

پپلیور بلند و گشاد یقه شل قرمزمو پوشیدم.....لاک قرمز نارنجیمو زدم....نگین انگشترمو قرمز گذاشتم....موهای فرمو پشت سرم با کلیپس زدمشون بالا....

چه حالیم؟

 

 

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٤۳ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/۱۱/۳ - aIDa

 

هشیاری ام شب را نشکافت، روشنی ام روشن نکرد:

من  تو را زیستم، شب تاب دور دست!

رها کردم، تا ریزش نور، شب را بر رفتارم بلغزاند.

بیدارم ای سر بسته ماند: من خواب گرد راه تماشا بودم.

و همیشه کسی از باغ آمد، و مرا نوبر وحشت هدیه کرد.

و  همیشه خوشه چینی از راهم گدشت، و کنار من خوشه ی راز از دستش لغزید.

و همیشه من ماندم و تاریکِ بزرگ، من ماندم و همهمه ی آفتاب

سایه تر شده ام

و سایه وار بر لب روشنی ایستادم....

سهراب...

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ - ۱۳۸۸/۸/٢۱ - aIDa

 

این روزها که می گذرد
شادم!
این روزها که می گذرد
       شادم
           که می گذرد!
این روزها
شادم
که می گذرد...

قیصر امین پور

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٥٩ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/٧/۱٩ - aIDa

 

لنگی پای من از ناهمواری راه شما بود.............

...

پيام هاي ديگران()        link        ۳:٠٤ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/٧/۱۳ - aIDa